سلام دختری گل مامان ، خوبی عزیزمقلب

 

امروز هفته چهلمت تموم شد ، عصر دکتر بودم ، یه معاینه داخلی شدم ، هنوز دهانه رحم باز نشده بود ، دکتر گفت دو سه روز دیگه صبر کن اگه دردات شروع نشد ، بعد برو بیمارستان پرسیدم طبیعی یا سزارین ؟ گفت صبح برو آمپول فشار میزنن اگر جواب نده سزارین میشی

با بابایی پیاده اومدیم خونه ، توی راه همش داشتیم تصمیم میگرفتیم پی کار کنیم ، صبر کنیم تا دردها شروع بشه یا برم بستری بشم ...

آیه ای که دیشب خونده بودم ، دست از سر ذهن و دلم بر نمیداشت ، خداییش تو اگه ناراحت بودی و درگیر بودی بین خواست خودت و رضای خدا بعد قرآن میخوندی و درست به این آیه میرسیدی چی کار میکردی ؟

أَلَمْ نَخْلُقکُّم مِّن مَّاء مَّهِینٍ﴿۲۰فَجَعَلْنَاهُ فِی قَرَارٍ مَّکِینٍ ﴿۲۱ إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ ﴿۲۲

فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ ﴿۲۳

مگر شما را از آبى بى‏مقدار نیافریدیم (۲۰) پس آن را در جایگاهى استوار نهادیم (۲۱)تا مدتى معین (۲۲)و توانا آمدیم و چه نیک تواناییم (۲۳)

 

وقتی خودش میگه ما "نعم القادرون" هستیم میدونیم هر چیزی اندازه و مقدارش چقدره ، یهو دلت میخواد همش رو بسپاری به خودش ، تا هر وقت دختری رو میبینی و یاد روز تولدش میفتی میگی خدایا همش رو سپرده بودم به تو ، حتی روزهای بودنش در رحمم رو

خلاصه تصمیم گرفتیم ، صبر کنیم تا دردها بیان سراغم

رسیدم خونه ، بعد استراحت ، رفتم حموم ، تکونات خیلی شدید بود ، اینگار از روی شکمم قلپی میخواستی بزنی بیرون ....

اومدم بیرون و یه کم شام خوردم ، یه کوچولو درد کمر ، هر 5-6 دقیقه راهی دستشویی برای چندین بار ، بعد یه کم آروم شدم ، یه کم تو نی نی سایت چرخیدم تا حدود ساعت 12 ، خوابیدم با یه درد کمر و نیاز به دستشویی پا شدم ساعت (12:45) ، 3 بار دستشویی هرکدوم به فاصله 10 دقیقه ، با یه نشانه خونی که البته دکتر گفته بود که ممکنه به خاطر معاینه دیده بشه

کمر دردم شدید شد مثل دردهای زمان پریود هر 7-8 دقیقه حدود 40 –50 ثانیه

تصمیم گرفتم تحمل کنم آروم و بیام اینجا شروع کنم به نوشتن ، فکر کنم دردهای زایمان باشه ، چون من تا حالا تو این مدت پنین دردهایی رو نداشتم ، تحمل میکنم تا اونجایی که بیشترین زمان مرحله اول انقباضات رو تو خونه طی کنم

 

راضیم به رضای خدا ، مطهره عزیز فکر میکنم تا دنیا اومدنت زیاد وقتی نمونده باشه

 

 

فعلا شبت بخیر ، من که فعلا بیدارم ، همه خوابن ساکتدوست ندارم نگران بشن لبخند

در پناه خدا ماچقلب